چگونه زمان استفاده از فرزندان خود را محدود کنیم


در دنیای قدیم ، بعضی اوقات فکر می کردم که آیا پسرانم – 8 و 9 – کمی رونویسی شده اند؟ من نگران بودم که شاید بین تمام تمرینات پس از مدرسه و تاریخ بازی ، و همچنین برنامه هایی برای آخر هفته و تولدها ، آنها وقت کافی برای فقط “بازی آزاد” و آرامش ندارند. سپس همه گیری رخ داد و زندگی آنها – مانند هر یک از ما – دگرگون شد. ناگهان آنها زمان بیشتری را صرف کردند تا اینکه هر یک از ما می دانستیم چه باید بکنیم. و در حالی که سعی داشتم تاریخ های از دست رفته برای بازی و ورزش را با فعالیت های مغذی معنوی و دور از نظر اجتماعی مانند خواندن ، آشپزی ، پیاده روی ، دوچرخه سواری ، پروژه های هنری و سایر موارد جایگزین کنم ، سرانجام ما به حد مجاز رسیدیم. من برای کار و انجام کارهایی برای بزرگسالان به زمان احتیاج داشتم و آنها آرزو داشتند که با دوستانشان بازی کنند. قوانین مربوط به زمان نمایش راحت تر می شوند.

من همه مطالعات مربوط به تأثیرات زمان اکران بر روی کودکان را نخوانده ام. فقط می دانم که وقتی پسران خودم بدون اینکه ابتدا وقت زیادی را برای دویدن صرف کنند ، جلوی تلویزیون می نشستند ، رفتار بدی داشتند. در واقع ، آنها بسیار شبیه توله سگ هستند. اگر مدتی آنها را برای آموزش به بیرون نبرید ، آنها می توانند مبلمان یا چیزهایی از این قبیل را بخورند. بنابراین ، ما همیشه در طول هفته صفحه نمایش ها را حذف می کردیم و آخر هفته ها بین بازی ها ، مهمانی ها و چیزهای دیگر کاملاً آرام بودیم. این برای ما بسیار خوب به نظر می رسید. اما در ماه مارس ، وقتی تاریخ مدرسه و بازی روی صفحه تجربه شد ، این قوانین از پنجره بیرون آمد. پسران شروع به بازی Roblox زیادی با دوستان خود کردند – این زمین بازی مجازی جدید بود. از اینكه آنها را از تنها معاشرتى كه واقعاً داشتند ، دور كردم احساس بدى داشتم. او خودخواهانه مرا آزاد كرد تا در روز كار كنم و خواهر 2 ساله آنها را اداره كنم. من همچنین نسبت به تمام چیزهایی که سال گذشته باید به آنها نه گفتم ، مانند تعطیلات از دست رفته ، اردوی تابستانی و مهمانی های تولد ، بسیار احساس گناه کردم. خیلی بد می خواستم

خوشحال باشیم و این راهی شد که ما در این دوره زمانی بسیار عجیب و غریب طی کردیم.

اما به زودی همه چیز از کنترل خارج شد. آنها تمام روز آنلاین بودند. و این شروع به تأثیر بر روحیه و رفتار آنها کرد. هر وقت از آنها می خواستم دستگاهها را خاموش کنند و استراحت کنند یا بیرون بازی کنند ، آنها شکایت می کردند و بحث می کردند. آنها کل روز را وقتی می توانستند برگردند ، مثل برخی از هیولاهای لعنتی دو سر ثابت ، س questionال می کردند.

بعد از یک شب به خصوص چالش برانگیز ، آنها را به رختخواب کشیدم و احساس ناامیدی کردم. چطور اجازه داده بودم اینقدر از کنترل خارج شود؟ من و شوهرم یک برنامه ساده تنظیم کردیم. ما می توانستیم بعدازظهرها از ساعت 5 تا 6 بعد از ظهر بازی کنیم. یک ساعت. بدون استثناء. کلید باید محکم و ثابت باشد. بدون قوانین خم شدن.

عقب نشینی واقعی بود. روزها وحشتناک بود! صادقانه ناراحت و ناامید به طور شبانه روزی. آنها گریه کردند ، عصبانی بودند ، آنها یک میلیون دلیل آوردند که چرا عادلانه نیست. هر دوی آنها خرابی هایی به سبک کودک نوپا داشتند! واقعاً اگر خیلی ناراحت نبود ، خیلی بامزه بود.

اما پس از چند روز ، آنها شروع به کنار آمدن با روال جدید کردند. آنها شروع به بیرون آوردن اسباب بازی های قدیمی خود و بازی کارت های Legos کردند و با هم بازی های جدیدی را اختراع کردند! تخت سبک تر شد و خواب آنها بهتر شد. به نظر آرامتر می رسیدند. واقعاً تکان دهنده بود که چقدر تفاوت در آنها مشاهده کردیم.

کل تجربه باعث شد که من خیلی فکر کنم که چقدر سعی می کنم خوشبختی آنها را مدیریت کنم و متعادل سازی خوب در حال حاضر با خوب در طولانی مدت دشوار است. بدیهی است که همه ما دوست داریم فرزندانمان خوشبخت باشند. اما از آنجا که به نظر می رسد ده ها کتاب در زمینه خودیاری و تحقیق در روانشناسی رفتاری نشان می دهد که خوشبختی پیچیده تر از آن است که تصور می شود. گاهی اوقات با کاهش ناراحتی کودکان می توانیم توانایی ایجاد انعطاف پذیری را از آنها بگیریم. وقتی فرزندتان ناراحت است احساس یک مادر بد را آسان می کند. گویی روحیه آنها به عهده ماست. اما حقیقت این است که کنترل احساسات خود به اندازه کافی سخت است! و واقعاً ، اشکالی ندارد – طبیعی است – گاهی ناامید ، عصبانی یا ناامید شوید. در طولانی مدت ، برای کودکان (و همه ما) مهم است که بتوانند با این احساسات اجتناب ناپذیر کنار بیایند.

منبع تصویر: POPSUGAR / Dana Avidan Cohn




منبع: windows-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>