چرا من با داستان زندگی سلنا کوینتانیلا ارتباط دارم


بعد از مدتها انتظار ، قسمت اول سلنا: سریال سرانجام در 4 دسامبر به نتفلیکس راه یافت و اگرچه انتظار داشتم احساسی باشد ، اما برای اولین بار اولین بار بود که احساس می کردم دیده می شود. در نگاه اول ، این نمایش در مورد اوایل رسیدن به شهرت سلنا کوینتانیلای فقید است ، اما در واقع این یک داستان در مورد پیروی از رویاهای شما است و در عین حال وفادار به ریشه های خود است.

هنگام تماشای پرخوری و 9 قسمت در یک روز ، بلافاصله من را به کودکی بازگرداندم که من و پسر عمویم در اتاق نشیمن مادربزرگم اجرا کردیم. همانطور که در بالای ریه های خود به “Bidi Bidi Bom Bom” و “Como La Flor” اشاره کردیم ، صدای جعبه عمه ام را افزایش می دادیم و وانمود می کردیم که قلم موهایمان میکروفون هستند. به یاد دارم که موسیقی او را بارها و بارها پخش می کردم و متن هر آهنگ را – حتی آهنگ انگلیسی – می دانستم. از من در مورد حرکات رقص من نپرس!

“این که بگویم من طرفدار بزرگ شدن سلنا بودم ، اظهار نظر بزرگی است – او به من الهام کرد که بدون توجه به شرایط ، رویای بزرگ شدن را داشته باشم.

اینکه بگویم من طرفدار بزرگ شدن سلنا هستم ، اظهارنظر بزرگی است – او به من الهام کرد که بدون توجه به شرایط ، رویای بزرگ شدن را داشته باشم. مانند سلنا ، من از آغاز فروتنانه ای آمده ام. پدر و مادر من از مکزیک و لائوس به ایالات متحده آمدند و سخت تلاش کردند تا فرصت ها و آینده ای را برای من فراهم کنند. اما سفر آسان نبود. همانطور که می دیدم خانواده سلنا رستوران خود را از دست می دهند و سعی می کنند قبض هایشان را پرداخت کنند ، روی صفحه بازی کنند ، ناگهان به مشکلات مالی خانواده ام که در تمام دوران کودکی ام با آن روبرو شده بود بازگشتم و تأکید کردم که او اجاره خود را به موقع پرداخت کرده است. من به ما اطمینان دادم که در دوره رکود اقتصادی سال 2008 غذا روی میز داشته ایم و شغل خود را از دست داده ایم. هرگز به ما چنین غذایی داده نشد و به تعبیری چیزی شبیه یک نعمت پنهان بود زیرا این کار به من آموخت که سخت کار کنم و هرگز چیزی را مسلم نپذیرم.

با هر قسمت می فهمیدم که چه مدت از زمانی که شخصی مثل من را روی صفحه دیده ام گذشته است. نه تنها او عاقل به نظر می رسد ، بلکه من می توانم خودم را در شوخی ها ، موسیقی ، مبارزات و زندگی روزمره آنها ببینم – البته منهای کل ستاره پاپ. آشنایی با همه اینها احساس شادی و غرور قلبم را پر کرد.

“با هر قسمت ، می فهمیدم چه مدت از زمانی که شخصی مثل من را روی صفحه دیده ام گذشته است.”

درست مثل من ، سلنا همچنین با تعادل دو فرهنگ دست و پنجه نرم می کند. برای مکزیکی ها خیلی آمریکایی بود و برای آمریکایی ها خیلی مکزیکی بود. همانطور که پدرش در سلنا در یک فیلم (با بازی ادوارد جیمز اولموس) آمده است: “ما باید مکزیکی تر از مکزیکی و آمریکایی تر از آمریکایی باشیم ، هر دو همزمان!” به عنوان نیمی از مکزیکی ها و نیمی از لائوس ، این چیزی است که من با آن بسیار آشنا هستم. من واقعاً هرگز احساس نمی کردم که به هر گروهی تعلق دارم ، اما سلنا موفق شد به راحتی و تعادل بین این دو فرهنگ تعادل برقرار کند. اگرچه او در صحبت با اسپانیایی بزرگ نشده بود ، اما وقتی این حرفه شروع به شکوفایی کرد آن را آموخت و موفق شد به یکی از بزرگترین نمادهای لاتین در تاریخ تبدیل شود. با دیدن سلنا که نوار خود را ایجاد می کند و به اینکه هست افتخار می کند ، یاد گرفتم که متفاوت بودن و همیشه مناسب نبودن خوب است ، زیرا این چیزی است که من را از بقیه جدا می کند.

اگرچه 25 سال از مرگ سلنا می گذرد ، او همچنان از طریق موسیقی ، مد یا داستان زندگی خود الهام بخش بسیاری است. او به ضرب و شتم طبل خود راهپیمایی کرد ، موانع موجود در صنعت موسیقی لاتین را برای زنان از بین برد و همه این کارها را با کلاس و لطف استثنایی انجام داد. تا به امروز ، کسی نیست که بتواند با او مقایسه کند. او باعث افتخار من است که آمریکای لاتین هستم و همه ما می توانیم از داستان او چیزی بگیریم.

منبع تصویر: گتی / پام فرانسیس




منبع: windows-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>