[ad_1]

tmp_8WfqyD_22d3141f13b99409_520394380-огром.jpg

شکستن قلب از بسیاری جهات عاشقانه است. ما با او مثل قلاب هوشمند آهنگ های پاپ و چیزی که با لیوان بستنی و ماسک صورت قابل درمان است رفتار می کنیم. اما وقتی قلب شما به همان اندازه که از نظر روحی درد می کند ، از نظر جسمی به چه طعمی از بن و جری تبدیل می شوید؟ وقتی این قلب نتیجه یک چرخه سمی شش ساله است که بدون آن صریحاً نمی دانید چگونه زندگی کنید ، چه می کنید؟ خوب ، من این درمان را شروع کردم تا درک کنم.

مدت زیادی طول کشید تا اعتراف کنم که از نظر احساسی بد دهنم. او هرگز به من زنگ نزد و داد نزد ، پس چگونه می توانم او را چنین صدا کنم؟ اما واقعیت این بود که نشانه ها وجود دارد – دستکاری ، روشنایی گاز ، فریب ، نان ، تعارفات عقب مانده ، تجزیه مداوم و اختراع مجدد. هر هفته از زن جدیدی که سرگرم او بود مطلع می شدم و هر هفته او مرا به خاطر مشکوک بودن دیوانه می خواند. او هرگز مرا زیبا نمی خواند و به من نمی گفت كه مرا دوست دارد و وقتی این چیزها را می خواستم ، مرا احتیاج می خواند ، گویی كه مشكلی با من نبود ، كه دوست داشتم دوست داشته شوم. تا اینکه رفتم او با عشق من را باران کرد و سعی کرد مرا برگرداند. سپس ، وقتی من جای خود را دادم ، او داشت به همان چیز برمی گشت. بشویید و تکرار کنید.

اما چیزی در گفتن کلمات “سو abuse استفاده عاطفی” با صدای بلند مانند قوطی ای بود که از باز کردن خسته شده ام و دیگر نمی توانم از آن برگردم. بنابراین وقتی درمانگر من قدرت و فرمان را برای اولین بار کشید ، با شروع مخلوط شدن به بخشها خیره شدم. شش سال انکار یک باره به چشمان من حمله کرد.

متاسف شدم من می دیدم که زنان خانواده ام قربانی روابط وحشتناک ازدواج و ازدواج می شوند و با خودم عهد می بندم که هرگز من نباشم. و با این وجود من آنجا بودم و به خودم اجازه می دادم یک چهارم از زندگی خود را دستکاری کنم. من هفته ای دو بار به درمان می رفتم ، زیرا نمی توانستم پسری را کتک بزنم ، حتی وقتی که به نظر می رسید در دنیا دلیل این کار را به من می دهد. آیا من خیلی ناامید ، رقت انگیز و بی فایده بودم؟

درست زمانی که می خواستم از مرز انزجار بیفتم ، درمانگر چیزی را به من گفت که دیدگاه من را در مورد سلامت روان تغییر داد. وی گفت: “ما باید رابطه شما را به عنوان یک اعتیاد در نظر بگیریم ، زیرا اساساً همین است.”

سالها نمی توانستم بفهمم که چرا هر وقت شریک زندگی ام با من رفتار می کرد ، اجازه می دادم برگردم. من مرتباً او را با خاطرات خوب فراتر از خاطرات بد توصیف می کردم ، و نمی توانستم شدت احساسی که با او داشتم را با چیز دیگری که احساس کرده ام ترکیب کنم. درمانگر من به من گفت که این دقیقاً همان چیزی است که اعتیاد احساس می کند. و او تنها کسی نیست که چنین فکری می کند.

قطع رابطه خشن از نظر عاطفی ، مانند خلاص شدن از شر هرگونه اعتیاد ، ممکن است به نظر برسد که بخیه ها را کنده اید. اما می تواند در این چرخه به همین ترتیب باقی بماند. درد هر دو را یاد گرفتم.

بتانی کاچو ، ماساچوست ، LCMHC-A (مشاور حرفه ای دارای مجوز) ، به POPSUGAR گفت که افراد به همان دلایلی که به مواد معتاد می شوند ، درگیر روابط خشونت آمیز می شوند و در آن باقی می مانند. وی با بیان اینکه این مسئله خصوصاً در مورد کسی که در یک محیط خشونت آمیز بزرگ شده است ، گفت: “آنها معمولاً برای رسیدن به همان هدف تلاش می کنند: حواس پرتی از یک درد عمیق تر و فراگیر.” “برای شخصی که از کودکی یاد گرفته عشق برابر با تعارض است ، یک رابطه خشونت آمیز می تواند عطش اشتیاق ، شدت و نمایش را برآورده کند. این می تواند در کوتاه مدت احساس خوبی داشته باشد ، اما در طولانی مدت می تواند فوق العاده مضر باشد ( مشابه مصرف مواد مخدر). “

فهمیدم که ممکن است محیطی که در آن بزرگ شده ام – محیطی که من قسم خورده ام سعی خواهم کرد و از آن اجتناب خواهم کرد – در نهایت دلیل دقیق آن است که با همسر سابق خود در آن زندگی می کنم. هرج و مرج ، مشاجره و خیانت مانند جنبه های استاندارد روابط احساس می شود. اضطراب شدیدی که هنگام ترک شریک زندگی ام احساس می کنم در مقایسه با تسکین ارگاسم بازگشت او هیچ چیز احساس نمی کند.

ویلو اسمیت ، ماساچوست ، LPC ، LMFT ، LCC ، به POPSUGAR گفت که این تسکین به اندازه احساس واقعی در مغز من واقعی است. اسمیت توضیح داد: “سو ab استفاده کننده می تواند قول عشق بدهد و به سرعت آن را برطرف کند و فرد را در محاصره ، مأیوس تأیید و ارتباط بگذارد.” “این افزایش پراکنده در پیوست تقلید می کند که چگونه انتقال دهنده عصبی دوپامین مصرف دارو را افزایش می دهد.” وی توضیح می دهد که مغز ما به هم متصل است تا شانس ما را برای انجام فعالیت های لذت بخش تکراری افزایش دهد. “در حالی که مواد مخدر باعث سرخوشی شدید می شود ، مغز را به جای فعالیت های سالم به سمت اعتیاد سوق می دهد ، فردی که سو abuse استفاده عاطفی می کند ممکن است ناامیدانه به دنبال رابطه لذت بخشی باشد که به طور دوره ای با سو ab استفاده کننده خود تجربه کرده است.”

و این سرخوشی دقیقاً همان چیزی است که هر بار احساس می کردم. اما فاجعه نیز هر بار بدتر خواهد شد. بنابراین وقتی جدایی ما فرسوده شد و من قادر به حرکت ، نفس کشیدن ، غذا خوردن و وحشت زده نبودم تا بخواهم آن را از دست بدهم ، می دانستم که اتفاق بسیار بدتری از شکستگی قلب در حال رخ دادن است. و بعد تصمیم گرفتم که کمک بگیرم.

بیش از سه ماه است که تحت درمان هستم. ممکن است در طرح بزرگ کارها مدت طولانی به نظر نرسد ، اما هر روز به جای اینکه به من اجازه دهید در اعتیادم فرو بروم ، روز متفاوتی برای بهبودی من بود.

درمانگر من به من می گوید که خودم را در حال بهبودی در نظر بگیرم و ما بر این اساس به همه چیز نزدیک می شویم. ما چیزهای کوچک را جشن می گیریم ، مثلاً چند هفته ای است که دیگر از ارتباطم دور نشده و وقتی حرف مثبتی درباره خودم می زنم. در همین راستا ، به من کمک می کند تا یاد بگیرم که با لغزشهایی که ممکن است داشته باشم کنار بیایم. من برای گرفتن تماس تلفنی یا بررسی در شبکه های اجتماعی او خراب نمی شوم. در عوض ، ما می فهمیم که من در کجا دست و پنجه نرم می کنم و برنامه های عملیاتی جدیدی را ایجاد می کنیم تا مطمئن شویم آنچه را که می توانم انجام می دهم تا بهترین احساس را داشته باشم. این به من کمک می کند اعتراف کنم که روزهای خوبی خواهم داشت و روزهای وحشتناکی خواهم داشت ، زیرا بهبودی از خشونت عاطفی چیزی غیر از خطی است. همانطور که یک روز دیگر را به قصد بهبودی سپری می کنم ، حتی اگر چند قدم به عقب برگردم ، در مسیر درست حرکت می کنم.

قطع رابطه خشن از نظر عاطفی ، مانند خلاص شدن از شر هرگونه اعتیاد ، ممکن است به نظر برسد که بخیه ها را کنده اید. اما می تواند در این چرخه به همین ترتیب باقی بماند. درد هر دو را یاد گرفتم. و در حالی که می دانم قبل از این که واقعاً “خوب” شوم ، باید مسیری طولانی را سپری کنم ، اما اکنون احساس قویتری نسبت به سالهای گذشته دارم.

فکر نمی کنم سابق من یک آدم شرور یا حتی آدم بدی باشد. من فکر می کنم مردم مراحل زندگی را پشت سر می گذارند که ممکن است بهترین های خودشان نباشند و افراد اطرافشان سرانجام با عواقب آن کنار بیایند. اما سعی می کنم زیاد به آن فکر نکنم. دیگر وظیفه من این نیست که اقدامات او را توجیه کنم ، زیرا بهبودی من فقط مربوط به من است. و از درمانگرم برای کمک به من در درک این موضوع متشکرم. بهبودی از یک رابطه خشن عاطفی یا بهبودی از یک اعتیاد به معنای سرزنش نیست – بلکه شناختن چیزی است که به شما آسیب می زند و تمرکز بر بهبود آن است. و این دقیقاً همان کاری است که من انجام می دهم – به آرامی اما مطمئنا.



[ad_2]

منبع: windows-news.ir